سلام بابا سگی این اخرین نامه ای است که واست مینویسم شاید هم مردم و شما رو ندیدم آخه من که کسی رو غیر از شما ندارم شما هم که منو با کلی اراجیف تردم کردین امید وارم قبل از اینکه کلت رو بزاری و بمیری این نامه به دستت برسه تا بفهمی چی کشیدم از دستت.به عرض قاضی القضات بابا سگی خودم برسونم کلی فکر کردم تا به این نتیجه رسیدم که از خونه بزنم بیرون برم و سگ فراری بشم برم و معتاد بشم آره بابا سگی من تصمیم گرفتم معتاد بشم اینقد در گوش من گفتی که ما سگیم ما نمی تونیم عاشق بشیم ما نمی تونیم با سگهای همسانمان ارتباط داشته باشیم من هم دیگه نمی تونم تحمل کنم ما سگهای بدی بودیم شما که بزرگ ما بودی. بهتر می تونی درک کنی که من دارم از چی حرف می زنم . کلا هیج جای دنیا سگهای مثل ما رو نمی خوان چون با وفا نیستیم چون نمی فهمیم . شاید اگه زنده موندم می تونم واست یه نامه دیگه بنویسم و تعریف کنم چی شد که زنده موندم البته بستگی به این داره که تو هم زنده باشی بابا جون سعی کن طوله های دیگه رو مثل من آموزش ندی که آخرش خود کشیه . دیگه دوست ندارم...
سگ نوت 
نوه جانم منو ببخش كه تو را عین آچار فرانسه به كارت گرفتم اما این باعث نمیشه كه تو درسهات رو خوب یاد نگیری منو تو همیشه در بالای كوه و در زیر آن درخت تنها خاطرات زیادی رو روانه تاریخ كردیم تاریخی كه بعد 2500 ان را ارج خواهند نهاد ولی من از تاریخ شرمنده خواهم شد چون من در كارم شكست خوردم و نتوانستم مفهوم عشق را برای تو بفهمانم و در اخر هم به این نتیجه رسیدیم كه سگها هیچ وقت نمی تونن عاشق بشن یادم نمی ره روزهایی كه برای تو زحمت كشیدم ولی تو زحمت منو حدر دادی ای سگ توله حالا برو به درس و مشقت برس واینقدر پا پیچ صاحبمون نشو بگذار ما هم این استخوان گندیده رو بلیسیم دوستدار توله جانم بابا سگی 
وطن یولیندا چالیشماق بیزه نوشدور
salamlar olsin siz sarafli millete
men sevinirem ve hemmesede
sevineciyem ki azerbaycanliyam size oqurlar arzileyiram yasasin azerbaycan
پدر بزرگ (كورش)برای جمعی از طوله سگها كلاس تاریخ گذاشته و میگه كه ما یك مشت حیوانیم.
یك مشت طوله ایم .
خیلی خیلی عمر كنیم...گنده بشیم ...بزرگ بشیم تازه می شویم "سگ"!
فهمیدید؟
اولی ... نه
دومی... نه نفهمیدیم
سومی ... نه ما نفهمیدیم
چهارمی ... نه خییر من هم نفهمیدم
والی آخر ...
یكی مونده به آخر ... من فهمیدم!
چی؟فهمیدی ؟این طوله رو بگیرید بندازیدتوی سگدونی... یكماه هم درش نیارید تا ببینم باز می فهمه ... یا نه !
پدر بزرگ چرا اون طوله رو انداختید بیرون؟!
پسرم ... سگی كه بفهمه دیگه سگ نیست !درد سرها همیشه از همین جا شروع می شوند !

بابا بزرگ عشق یعنی چه ؟ چرا من هیچ وقت عاشق نمی شوم ؟
بسیار سئوال خوبی كردی طوله جانم إ... آهان ! برای مثال آن سگ را ببین ... خوب نگاهش كن !
دارم نگاه میكنم
بسیار خوب ... حال چه تغییری در قلب خویش احساس می كنی؟
هیچی بابا بزرگ
بسیار عالی . حال یه مثال دیگر
به آن طوله خانم نگاه كن...بسیار عمیق و با دقت ...
خب... حال چه احوالی داری ؟تغییری در قلب خویش احساس نمی كنی ؟
نه بابا بزرگ
طوله سگ بیچاره ما برای اینكه بدونه بابا بزرگش از كدوم تغییر در قلبش حرف می زنه دنبال مثالهای بهتری در اینترنت می گرده گوگل رو باز می كنه ومی نویسه زیباترین سگ جهان ولی سگهای با هال اینترنت هم دردی به قلب طوله ما نمكنه پدر بزرگش شعر رو پیشنهاد می كنه بسی شدیم و نشد عشق را كرانه پدید
خوب حظی... حالی ...چیزی ... هان ؟
نه بابا بزرگ
ای بابا !خیلی خوب بیا این شعر خردوسی رو گوش بده با موسیقی تاثیر گذارتره... كه را در پس دختر بود... و نبود ... با چشم چرانی...
إ... نه بابا بزرگ
بسیار خوب !حالا برو دنبال كارت كه می خوام در تنهایی استخوانم رو لیس بزنم !
إ ... پس جواب سئوال من چی ؟
جواب سئوال تو داده شد پسرم
"سگها" هیچ چیز از" عشق" نمی فهمند !

برای اینكه در دایره المعارف سگی سر از كار خودتون و بقیه در بیاورید باید یك مشت كلمه و اصطلاح را ازبر باشید این كلمات آنقدر زیاد است كه نمی شود حفظ كرد ولی با اجازتون چند نمونه از كلمات سگی كه در عصر باستان آریا سگی هم كار برد داشته رو می ارم . اولش باید یه خورده ضمیمه سازی بكنم اگه همینجوری سراغ كلمات برم بعضی ها فكر می كنند كه ژنرال كلش شق كرده به عرضتون برسونم كه سگها اصولا ان رو خیلی دوست دارند البته شما باید منو ببخشید كه دارم از غضولات صحبت می كنم ولی ژنرال دست به همه كار می زنه تا شفاف سازی به نهف احسن صورت بگیره آره داشتم می گفتم كه ان رول مهمی رو تو زندگی فار سها ایفا می كنه ببینید .
انگیزه:(ان + گیزه )(جیزه)
در فارسستان باستان به معنی ممنوع بودن یعنی خوردن چنین انی باعث جیز شدن مشده .انگاشته:(ان+گاشته)
گاشته همون كاشته امروزیه در سگستان باستان به فكر آیندشونم بودن برای همین زمینهای مخصوص كاشت ان بوده كه بهش انكاشته می گفتن .انقریب :(ان +قریب)
فارسهایی كه با ان قریب هستند به عنوان سگهای انقریبی یاد می شه .انگل:(ان + گل)
دو اصطلاح متفاوت در فارسستان باستان برای آنهایی كه مخلوط دوست دارند انی كه با گل و گئل آرایش شده باشدانگورك:(ان +گورك)
اصطلاحی در سگستان باستان كه گوری كوچك از ان بودن به اصطلاح چاه نفتشان بوده .ما كلی در باره كورش واق واقی مطالعه كردیم و به یك تحلیل خیلی درخشان در مورد او رسیدیم كه فكر می كنم برای تمام ملت ایران راه گشاست ما گمان مكنیم این كه كورش چرا تو مخ مردم نمی ره واین طور به فلاكت افتاده متواند سه عامل داشته باشد 1:كورش بدشانس است 2:كسانی كه برای كورش كار می كنند از خود كورش هم پدر سگ ترند 3:تئوریهایی كه باستان گرایان می خواهند پیاده كنند خربزهای است 4:تئوریها خوبند ولی اقا كورش (مشهور به كورش سگه چند وقتیه كه لقبش زیاد مشهود نیست )جنبه این تئوریها را ندارد .
اما با وجود این تحلیل ها ما معتقدیم كورش یك ایراد دیگر هم دارد یعنی خیلی ایرادها داشته یا میشه گفت حسن ها داشته مثلا یكی از آنها اینه كه كورش اولین معلم ادبیات سگی هم بوده یعنی اینهایی كه دارید می بینید هاق واق می كنند بنیان گذارش كورش سگی بوده البته بعدا به كسای دیگری هم نسبت داده شد ولی ما از یك منبع وابسته به همین ارازل آگاه شدیم این منبع برای اینكه از بنیانگذار این واقعه به نیكی یاد بكنه كورش را به كورش واق واقی یادكرده و افزوده بالاخره صاحب شدن این لقب جنم می خواهد (اولش سه علت بود وسطش دیدیم یك علت دیگر هم می تواند داشته باشد ).
پارسها نمی دونستن کوتوله بودن و در واقع جغله بودن حس و تجربه غریبی است که نمی شود ازش گذشت با ممول بودن می توانستی دنیای غول ها را تجربه کنی ولی ممولها ما ئیوس از اینکه چرا ممول هستند ممول بودن لمس لذت های دیگر کوتوله بودن مثلا خوابیدن در اتاق 2 متری خانه ای به شکل 8 آب خوردن و غذا خوردن در ان خانه یا لیس زدن یک تکه استخوان و ...
بعدشم خودت رو نباید بیش از اینها ناراحت بکنی چون ممول بودن اینقدرها هم که تو فکرشو میکنی سخت نیست چون غولها هم به نوعی ممول حساب می شند ولی تو که ای کی یو نداری که این چیزا رو بدونی چون تنها چیزی که برای ممول دشوار است همین عقل ممولیشان است و نمی دونن که ای کی یو هیچ ربطی به آی کی یو ندارد .
نتیجه گیری کلی هم این شد که پس غول بودن با ممول بودن خیلی فرق می کنه و اون هم از نظر آی کی یو و از نظر تکنولوزاسیون و این که همیشه ممول بودن دغدغه ممولها بده .
پارس کن ها به مرور ابتکاراتی توی ضد قومیت هایشان زدند که حالا به مشخصه های ثابت وبلاگ نویس های پارس کن تبدیل شده
"دروغ های گنده سایز بشکه ای "تابلو ترین آنهاست که به خاطر عقده ابدی و ازلی پارسهای پارس کن وارد وبلاگشون شده دروغ های وبلاگهای پارس حتی از دروغ های هنر پیشه های هندی هم بزرگتر است دروغ های چوپان دروغ گو هم به این گندگی نبود بقیه مشخصه ها یک جورهای به سیستم تراکتوریسم و تولید انبوه پارس کن ربط دارد پارس کنها حساب کردند اگر بخواهند مثل آذربایجانی ها مته به وبلاگ بگزارند و وبلاگ بسازند باید برای هر وبلاگ 2500سال وقت بگزارند برای همین کلی توی سر و کله هم زدند و چند تا راه اساسی برای دو دره کردن و مثل تراکتور کار کردن پیدا کردند .
اول اینکه تا توانستند از سر وته نوشته های امین خود که برای ساختن یک وبلاگ امین استفاده می شد زدند
مثلا سیر عقده ای از عهداسلام به عهد رضا خان واز عهد شاه منفور به عهد هخا منشی صغیربدون اینکه پارسها بفهمند چی به چی شد ولی در وبلاگ های آذربایجانی چنین بی هوییتی وجود ندارد کار بعدی که در راستای دو دره زاسیون انجام دادند این بود که توی نوشته هاشون فقط آن قسمت که به نفع بود را می نوشتند
"سر سره بازی نظر ها "اختراع بعدی پارس کن ها بود حتما می پرسید یعنی چه ؟ بگذارید یک مثال بزنم فرض کنید که در صندوق نظر ها 80 تا نظر هست که بیشترشون شبیه هم وفقط اسمشون فرق می کنه وشاید هم خودشون این نظر ها را می نویسند ما که بر گفته خود امین هستیم حالا انتخاتب با شماست .
|
|